|
شش سيهم لنجان و آيد غمش 113 سهم تقسيم شده و همين سهام دوباره به 375 سهم قسمت ميگرددچهار سهم النجان ما بين ماديها به 5 ر 47 قسمت شده و مجدداً به 15 ر 115 سهم تقسيم يم شوند. شش سهم جي به 37 سهم و محددا به 754 سهم تقسيم مي شود. سه سهم كرارج به 12 سهم و مجددا به 378 سهم تقسيم يم شود. شش سهم رودشتين به 24 سهم و بع دبه 230 سهم تقسيم مي شود. چهار سهم بر آن به 15 سهم و دوباره به 860 سهم تقسيم مي شود(55).
ماديها زابنده رود و نامهاي تاريخي
نقاطي كه بوسيله آنها مشروب مي شود
لغت مادي در اصفهان در اصطلاح محلي است و به نهر آب اطلاق ميشود. چندين مادي از زايندهرود منشعب مي شود كه مزرعهها و باغات و خانههاي اصفهان را مشروب مي سازند. ماديهاي مشهور بشرح زير است:
1 – مادي نياصرم
كه بزرگترين ماديهاي اصفهان است و مسير آن بيشتر نزديك رودخانه مي باشد و تا يك قرن بيش از حد جنوبي به شهر شمار مي رفته است، اين مادي در كنار پل مارنان ازرودخانه جدا شده و از كنار محله لبنان و باغ جنت به طرف مشرق مي رود و نزديك خيابان به سه شاخه منقسم شده اراضي جي را مشروب مي كند و به طرف خوراسكان و زردنجان و سروشفادران ( سروش آذران) جريان مييابد
مادي فرشادي كه محل انشعاب آن بالاتر از نياصرم ودر كنار قريه نا جوان ((ناژوان)) مار بين است وآب آن ¼ مادي نياصرم است. اين مادي از محله لنبان و شمس آباد عبور كرده از زير خيابان چهار باغ داخل مدرسه سلطاني چهار باغ شده واز محله دولت خارج شده از شمال محله خواجو مي گذرد و چهار باغ صدر و باغات آن و محله خواجووپاي قلعه را تمام سر سبز و آباد مي كند بعد به محله تر واسكان و پافجان و ساسان و دهمترين مي رود ئو از شهر خرج شده اراضي جي را مشروب يم ناميد و كمتر وقتي آب آن مي ايستد زيرا كه شورابه و زايش دارد.
3 – مادي شاه يا جوي شاه كه خاصه عمارت و باغهاي شاهي بوده است، آب آن نصف مادي فرشادي مي باشد و از لبنان و چاهر سوي شيرازيها و محله مستهك و شمس آباد عبور كرده و به شاخههاي وادر دو حوض چهار باغ كه مقابل درهاي باغ هشت بهشت واقع بوده مي شده و از آنجا داخل باغ مزبور شده باغات شاهي و خانههاي دولتي و بعضي باغهاي چهار باغ را مشروب مي كرده است( اين مادي امروز هم در همين مسير جرياتن دارد ولي از حوضههاي چهار باغ شاهي و خانههاي دولتي خبري نيستو فقط قسمتي از باغ هشت بهشت و تمام باغ چهلستون در محل خود باقي مانده و در ساير قسمتها خيابانها و كوچهها و ساختمناهاي جديد است.)
4 – مادي فدين: چون بعضي از سلاطين شاخهاي از اين نهر را فداي نفس خود كرده و اكثر آن را وقف شهر نموده بودند اين نهر به مادي فدا يا ماديب فدين مشهور بوده است ، امروز به آن مادي فدين ميگويند . محل انشعاب آن بالاتر از سه نهر سابق الذكر است و آب آن از مادي فرشادي زيادتر است. اين نهر از لبنان و شمس آباد عبور كرده و در محلة دروازه دولت به دو شعبه تقسيم ميشود، محل انشعاب را « لت محمد حسن بيك» مي نامند يك شعبه آن دو محل دربوشك و بيدآباد و چهار سوي عليقلي آقا رفته و از كنار محله نو كه آب بخشان ناميده مي شود عبور نموده وباز به دو شاخه تقسيم مي شود، شاخه كچكتر از زير دروازه چهارو ( دروازه چهار راه) از شهر خارج شده و قريه سواري باغ جي را مشروب مي كند. شاخة بزرگتر وارد باغ صفي ميرزا شده و آز آنجا به باغ كلعنايت رفته و باز به سه قسمت مي شود: يك قسمت آن به مصرف محلههاي قديمي دردشت و شاهشاهان مي رسد و دو شاخه ديگر به بلوك جي و قريه سودان و چنبرك مي رود.
اما شبعه ديگر مادي فدين ازلت محمد حسين بيك به بعد از محله دروازه دولت عبور كرده داخل بعضي باغات شاهي مي شود و از شمال ميدان نقش جهان عبور كرده داخل مدرسة ملا عبدالله مي شود و به سه شاخه تقسيم مي شود : شاخة كوچكتر به محله قصر منشي ميرود . شاخه بزرگتر از محلات يزد آباد و احمد آباد و كران و جنوب جوباره عبور كرده به خارج شهر مرود و شاخه سوم از خان طباطبايي ((كاروانسراي مخلص )) و مدرسة جده بزرگ در بازار و محلة گلبار ((گلبهار )) عبور كرده داخل محلة جوباره شده از شهر خارج مي شود و بعضي قراي جي را مشروب مي سازد . اين نهر بسيار پر منفعت و پر بركت است .
5- مادي تيران كه در منتهااليه حد غربي شهر جريان دارد و آب آن به قدر مادي فر شادي است و از كنار شهر مي گذرد اما شاخههايي از آن جدا كردهاند. اين مادي محله چهار سوي شيرازيها و محله نو و قسمتي از بيدآبادو شيش را آب دهد و مورنان را سيراب نموده و به قريه معروف به تيران آهنگران مي رود و مزارع اطراف آنرا مشروب مي نمايد و شاخهاي مادي فدين كه به سواري باغ مي رود مي ريزد. اين نهر هميشه پر آب است مگر در خشكسالي كه ندرتاً تا دو ماه بي آب مي شود.
6 – مادي نقش: محل انشعاب اين مادي بالاتر از نهرهاي سابق و معتبرترين انهاست زيرا كه در محل انشعاب آن از زايندهرود چشمهاي چشمهاي وجود دارد ك اگر در خشكساليهاي شورابهاي هم به آن نرسد از چشمه آن كه دذر صحراي دراز مزارع درچه واقع است به قدر يك نهر كامل آب مي جوشد و پس از جاري شدن باغات و مزارع متعلقه به خود را سير آب مي كند. آب اين نهر از مادي نياصرم كمتر است ولي از ساير ماديها بيشتر است، اين مادي از ميان قراي ماربين مانند نصرآباد و گورتان و جوزدان عبور كرده و به قسمتهاي تقسيم مي شود، چنانچه اول در جلوي مسجد گورتان دو قسمت بزرگ شده و به دو طرف مي ريزد، اين محل صفاي مخصوصي دارد. درختان در هم آن كه هيچ وقت آفتاب در آنها درتس نمودار نيست، ريزش آب از دو طرف و صداي آن،آب و هواي اين قسمت در انسان تغيير حالتي پديد مي اورد كه بدون اغراق مصداق شعر صدرالدين خجندي است كه گفته است:
|
آفتاب اندرودرم و درم است |
مار بينش كه نسخه ارم است |
شش سيهم لنجان و آيد غمش 113 سهم تقسيم شده و همين سهام دوباره به 375 سهم قسمت ميگرددچهار سهم النجان ما بين ماديها به 5 ر 47 قسمت شده و مجدداً به 15 ر 115 سهم تقسيم يم شوند. شش سهم جي به 37 سهم و محددا به 754 سهم تقسيم مي شود. سه سهم كرارج به 12 سهم و مجددا به 378 سهم تقسيم يم شود. شش سهم رودشتين به 24 سهم و بع دبه 230 سهم تقسيم مي شود. چهار سهم بر آن به 15 سهم و دوباره به 860 سهم تقسيم مي شود(55).
ماديها زابنده رود و نامهاي تاريخي
نقاطي كه بوسيله آنها مشروب مي شود
لغت مادي در اصفهان در اصطلاح محلي است و به نهر آب اطلاق ميشود. چندين مادي از زايندهرود منشعب مي شود كه مزرعهها و باغات و خانههاي اصفهان را مشروب مي سازند. ماديهاي مشهور بشرح زير است:
1 – مادي نياصرم
كه بزرگترين ماديهاي اصفهان است و مسير آن بيشتر نزديك رودخانه مي باشد و تا يك قرن بيش از حد جنوبي به شهر شمار مي رفته است، اين مادي در كنار پل مارنان ازرودخانه جدا شده و از كنار محله لبنان و باغ جنت به طرف مشرق مي رود و نزديك خيابان به سه شاخه منقسم شده اراضي جي را مشروب مي كند و به طرف خوراسكان و زردنجان و سروشفادران ( سروش آذران) جريان مييابد
مادي فرشادي كه محل انشعاب آن بالاتر از نياصرم ودر كنار قريه نا جوان ((ناژوان)) مار بين است وآب آن ¼ مادي نياصرم است. اين مادي از محله لنبان و شمس آباد عبور كرده از زير خيابان چهار باغ داخل مدرسه سلطاني چهار باغ شده واز محله دولت خارج شده از شمال محله خواجو مي گذرد و چهار باغ صدر و باغات آن و محله خواجووپاي قلعه را تمام سر سبز و آباد مي كند بعد به محله تر واسكان و پافجان و ساسان و دهمترين مي رود ئو از شهر خرج شده اراضي جي را مشروب يم ناميد و كمتر وقتي آب آن مي ايستد زيرا كه شورابه و زايش دارد.
3 – مادي شاه يا جوي شاه كه خاصه عمارت و باغهاي شاهي بوده است، آب آن نصف مادي فرشادي مي باشد و از لبنان و چاهر سوي شيرازيها و محله مستهك و شمس آباد عبور كرده و به شاخههاي وادر دو حوض چهار باغ كه مقابل درهاي باغ هشت بهشت واقع بوده مي شده و از آنجا داخل باغ مزبور شده باغات شاهي و خانههاي دولتي و بعضي باغهاي چهار باغ را مشروب مي كرده است( اين مادي امروز هم در همين مسير جرياتن دارد ولي از حوضههاي چهار باغ شاهي و خانههاي دولتي خبري نيستو فقط قسمتي از باغ هشت بهشت و تمام باغ چهلستون در محل خود باقي مانده و در ساير قسمتها خيابانها و كوچهها و ساختمناهاي جديد است.)
4 – مادي فدين: چون بعضي از سلاطين شاخهاي از اين نهر را فداي نفس خود كرده و اكثر آن را وقف شهر نموده بودند اين نهر به مادي فدا يا ماديب فدين مشهور بوده است ، امروز به آن مادي فدين ميگويند . محل انشعاب آن بالاتر از سه نهر سابق الذكر است و آب آن از مادي فرشادي زيادتر است. اين نهر از لبنان و شمس آباد عبور كرده و در محلة دروازه دولت به دو شعبه تقسيم ميشود، محل انشعاب را « لت محمد حسن بيك» مي نامند يك شعبه آن دو محل دربوشك و بيدآباد و چهار سوي عليقلي آقا رفته و از كنار محله نو كه آب بخشان ناميده مي شود عبور نموده وباز به دو شاخه تقسيم مي شود، شاخه كچكتر از زير دروازه چهارو ( دروازه چهار راه) از شهر خارج شده و قريه سواري باغ جي را مشروب مي كند. شاخة بزرگتر وارد باغ صفي ميرزا شده و آز آنجا به باغ كلعنايت رفته و باز به سه قسمت مي شود: يك قسمت آن به مصرف محلههاي قديمي دردشت و شاهشاهان مي رسد و دو شاخه ديگر به بلوك جي و قريه سودان و چنبرك مي رود.
اما شبعه ديگر مادي فدين ازلت محمد حسين بيك به بعد از محله دروازه دولت عبور كرده داخل بعضي باغات شاهي مي شود و از شمال ميدان نقش جهان عبور كرده داخل مدرسة ملا عبدالله مي شود و به سه شاخه تقسيم مي شود : شاخة كوچكتر به محله قصر منشي ميرود . شاخه بزرگتر از محلات يزد آباد و احمد آباد و كران و جنوب جوباره عبور كرده به خارج شهر مرود و شاخه سوم از خان طباطبايي ((كاروانسراي مخلص )) و مدرسة جده بزرگ در بازار و محلة گلبار ((گلبهار )) عبور كرده داخل محلة جوباره شده از شهر خارج مي شود و بعضي قراي جي را مشروب مي سازد . اين نهر بسيار پر منفعت و پر بركت است .
5- مادي تيران كه در منتهااليه حد غربي شهر جريان دارد و آب آن به قدر مادي فر شادي است و از كنار شهر مي گذرد اما شاخههايي از آن جدا كردهاند. اين مادي محله چهار سوي شيرازيها و محله نو و قسمتي از بيدآبادو شيش را آب دهد و مورنان را سيراب نموده و به قريه معروف به تيران آهنگران مي رود و مزارع اطراف آنرا مشروب مي نمايد و شاخهاي مادي فدين كه به سواري باغ مي رود مي ريزد. اين نهر هميشه پر آب است مگر در خشكسالي كه ندرتاً تا دو ماه بي آب مي شود.
6 – مادي نقش: محل انشعاب اين مادي بالاتر از نهرهاي سابق و معتبرترين انهاست زيرا كه در محل انشعاب آن از زايندهرود چشمهاي چشمهاي وجود دارد ك اگر در خشكساليهاي شورابهاي هم به آن نرسد از چشمه آن كه دذر صحراي دراز مزارع درچه واقع است به قدر يك نهر كامل آب مي جوشد و پس از جاري شدن باغات و مزارع متعلقه به خود را سير آب مي كند. آب اين نهر از مادي نياصرم كمتر است ولي از ساير ماديها بيشتر است، اين مادي از ميان قراي ماربين مانند نصرآباد و گورتان و جوزدان عبور كرده و به قسمتهاي تقسيم مي شود، چنانچه اول در جلوي مسجد گورتان دو قسمت بزرگ شده و به دو طرف مي ريزد، اين محل صفاي مخصوصي دارد. درختان در هم آن كه هيچ وقت آفتاب در آنها درتس نمودار نيست، ريزش آب از دو طرف و صداي آن،آب و هواي اين قسمت در انسان تغيير حالتي پديد مي اورد كه بدون اغراق مصداق شعر صدرالدين خجندي است كه گفته است:
|
آفتاب اندرودرم و درم است |
مار بينش كه نسخه ارم است |
بندهاي زايندهرود
زايندهرود درمسير خود از مغرب به مشرق بعد از پل شهرستان يا پل جي ازبلوك برآن ببعد سراشيب مي شود و بهنگام كم اب به سختي آب زمينهاي آنجا مي نيشيند لذا هر جا نياز بوده در جلوي آن با سنگ و ساروج بندهائي بستهاند كه آب در پشت آن بندها بالا بيايد و به اراضي اطراف جاري مي شود. مهمترين بندهاي زايندهرود بشرح زير است:
1 – بند مروان دراول بلوك « رويدشت » كه احتمال داده مي شود درقرن دوم هجري كهخ ايران تحت سلطنت خلفاي بني اميه بوده به حكم يكي از دو مروان ساخته شده باشد.
2 – بندالله قلي يا بند « جنديچ» كه درقريهاي به اين نام در بستر رودخانه بسته شده است . گويند الله قلي بيك نام ازرامراي نادرشاه كه روستائي در آنجا داشته اين بند را براي بردن آب زيادتر به آن محل ساخته است.
3 – بند شانزده ديه كه اخرين بند زايندهرود نزديك درياچه گاوخوني است و مشهور است كه به حكم شاه سليمان صفوي ساخته شده و آن را بند شامانلو نيز مي نامند.
بند آبشار و بند بارچون و بندهاي « شاخ ميان و شاخ كنار» نيز از بندهاي زايندهرود بشمار مي رود. |